فعال!

سلام

اربعینو تسلیت میگم...

خوب دقت کردید چقدر فعال شدمسوالواسه اینه که میترسم نتونم دوباره به این زودی پست بذارم

خوب از 4 شنبه شب بگم که یادم رفته بود بنویسم ...4 شنبه شب همسرو دوباره بردم بیرون به این روشمژهبالاخره اینقدر پلک زدم که دلش برام سوختنیشخند

رفتیم نزدیک خونه و من چون مریضی به نام خرید پیدا کردم دوباره خرید کردم:که شامل:

1-سه عدد عروسک بالا هودی با کنار میز تلویزیونی بود که هنوز که هنوز نگاهشون میکنه از ته دلم میخندم...خیلی بامزه انقلب

2-یه پک رژ لب از این آب رنگیا شامل 12 رنگ ایتالیایی و من با این رژها خیلی راحتم و دوستشون دارم لذا خریداری شدنیشخند

3-موقع بیرون اومدن از در مجتمع تجاری یه ماهیتابه کوجمولو نارنجی برای تخم مرغنیشخندویه عدد از این دستگاه هایی که در نایلونارو پک میکنه خریدیمهوراخیلی وقت بود دنبالش بودم اگه پیدا نمیکردم میخواستم اینترنتی بخرم

دیگه برگشتیم خونه و 5 شنبه صبح همسر که باید میرفت سر کار منم پستو گذاشتمو حدود 11 پیتـــیکو پیتــــکو رفتم خونه مامی شوور...تا شب در خدمتشون بودیمنیشخندعاقا این پدر شوور مارو غافلگیر کرد...داشتیم حرف میزدیم یهو من از دهنم پرید آره این شیرینی(شیرینی مذکور)خیلی خوشمزه ان...بنده خدا رفت بیرون بعد 2 ساعت با 2 جعبه شیرینی برگشت که این مخصوص توئه نگو تا اون موقع تو صف بوده...من این شکلی بودمماچقلب(کلی ذوق زده شدم)

موقع برگشت پدر شوور خوابش میومد به همسر گفت تو بشین و خودش رفت پشت نشست...عاقا من عین این دزدانیشخندپردیم پشت ماشین و هی گاز مدادم(به خیال خودم)نگو ترمز بودخندهبنده خدا هی میگفت به خدا من باید برم معاینه فنی ماشینو نزنی جایی(عین این بچه مظلوماعینک)مادرشوور و همسر هم که از خنده کف کوچه غش کرده بودن...آخه پدرشوور خیلی خنده دار التماس میکردقهقهه

دیگه خولاصه یه بلایی سرش آوردم که خواب از مغز سرش پریدلبخندکلا از اون موقعی که جاری نیست(روزی که میرن اونجا با ما یکی نیست)خوش میگذره...چون جلوی اون نمیشه زیاد کاری کرد چون ممکنه ناراحت بشه(جاری خیلی ساکته...)

دیروزم که جمعه باشه خونه بودم...ولی هیچ کاری نکردم اینقدر اعصابم خورد شد که وقتمو الکی هدر دادم از غصه ساعت 9 خوابیدم و 7 بیدار شدم و افتادم به جون خونه...الانم میخوام برم یکم قرآن بخونم و تاشب ببینیم خدا چی میخواد...

امروز مارو به یاد داشته باشید...

یاحق

/ 2 نظر / 10 بازدید
ترنم

بازگشت غرور افرین صبا بانوی عزیزمان را تبریک عرض میکنیم. چه عجب که اومدی بانو. اینجوری اصن حساب نیس. هر چی میگیری باید عکسشم بذاری خو. تنبل خانووووم

سمانه

سلام صبا جون گفتم ببین هر وقت میام براش کامنت میذارم صبا غیبش میزنه چقد اومدم دیدم هنوز سر" 5 شنبه تا حالا..." هستی الان باز اومدم میبینیم کلی پست نخونده دارم:))))) برم بخونم بیام...پلیز دیگه غیبت نزنههههههههههههه