شو عروس+سرویس

سلام العلیکم

خوبید؟خوشید؟چه خبرا؟

خوب م اومدم گزارش این چند روزه رو بدم و برمنیشخندکل ابن هفته یعنی تا 3 شنبه خبری نبود عین بچه های خوب خونه بودم و غذا درست میکردم و همینلبخند4شنبه یه شو عروس که برای سایت نوعروس بود دعوت بودم تو تالار وحدت...(ستاره جات خاالی که میدیدمت اونجاناراحت)4شنبه ساعت 1.30 مرخصی گرفتم و اول رفتم دانشگاه دنبال کارای تسویه بعد 2 ماه این خانومه که تو اموردانشجوییه میگه نامت نیومده...میگم تمام نامه هایی که تو تاریخ بعد از ارسال نامه ی منه اینجاست واسه منو گم کردی...هیچی اتاقش عین جنگل بود اینقدر شلوغ بود...واقعا شتر با بارش گم میشدنیشخندمجبور شدم خودم برم نامه رو از آموزش بگیرم و بدم بهش تا نامه رو بزنه واسه سازمان مرکزی...خولاصه ساعت3.15 از دانشگاه رفتم چهارراه ولیعصر که برم تالار وحدت...با اینکه خیلی سرم درد میکرد و با بدبختی رسیدم اونجا ولی از رو نمیرفتمخندهخولاصه ساعت 4 رسیدم اونجا...گفتن تا 5 کسی رو راه نمیدیمیولگفتم خودتون گفتین از 5 کسی رو راه نمیدیم نه تا 5نیشخندگفت نه دیگه نمیشه!!!منم گفتم آخه 1 ساعتو چی کار کنم ؟!با کمال اعتماد به نفس پیاده رفتم به سوی جمهورینیشخنداز خیابون نوفل شاتو رد شدم چقدر این خیابون دوست داشتنی و حس نوستالژیک بهم دست دادعینکگفتم یه گشتی بزنم دو باره تو لباس عروساخوشمزهرفتم مزونی که لباسمو سفارش دادیم دیدم ای وای من یه لباسی شبیهتعجبمال من ولی با کلی پاپیون جاشه...اون لحظه میخواستم سکته کنمگریهگفتم نکنه اینو بهم بدن...ولی رفتم داخل و پرس و جو کردم و روشو خودم دیدم این ورژن دو اون لباسه(فوق العاده زشتهسبز)دیگه شماره کارگاهو گرفتم و زنگ زدم و وقت پررو لباسو به جای 25 اسفند انداختم 16 و مطمئن شدم این لباس زشته رو بهم نمیدننیشخنددیگه دوباره پیتیکـــوپیتیکـــو برگشتم تالار...دیدم هی وای من چقدر شلوغ شدهمژهگفتم کاش بسط نشسته بودم اینجا و نرفته بودممشغول تلفنبا 3 بار معطل شدن جلوی 3 در مختلف بالاخره وارد سالن اصلی شدیم...وای این خانوما نمیدونید چه هول بودن...یکی بود بگه بابا اینا عقلشون میرسه که همه شو رو به یه اندازه بتون ببیینن(منظورم جایگاه نشستن بودسوال)یه سری هم که اسپاسر بودن از مزونای لباس عروس و جواهری و آتلیه و...تا شو شروع شد ساعت6 بود...10 تا مدل آرایش شده با 10 مدل لباس عروس تو پارت اول برای یه مزون...بعد تبلیغات یه آتلیه و تو پارت دوم همون 10 مدل با 10 تا لباس عروس دیگه برای یه مزون دیگه بودن با استایلهای مختلف و 10 مدل جواهرات متفاوت...آخرشم مشخص شد از ون 10 تا 5 تاش واسه ی یه آرایشگاه و 5 تا واسه یه جای دیگه بود!که من از یکی از آرایشگاه ها خوشم اومد و کارشو دوست داشتم...2 تا پکیج داشت 1200و2000که خودش میگفت خدمات 2000بیشتره...نمیدونم چی بشه ولی من که خوشم اومد..بعدشم پذیرایی و از این چیزا...کلا به نظرم بد نبود لااقل یه شو واقعی رو دیدم نیشخنددیگه اومدم مترو ولیعصر و همسر اومد دنبالمو اومدیم خونهزباناز تشریفات اونجا دو تا گل قرمز هم آورده بودم برای همسردلقکبهش میگفتم اینا رو دزدیدم برای تواز خود راضی...رسیدیم خونه از سردرد دیگه داشت حالم بد میشد خوابیدم ولی نصفه شب از درد زیاد دوباره بیدار شدم و دوباره قرص و خواب...صبح که بیدار شدم حال درستی نداشتم ولی یه چای شیرین خوردم و بهتر شدم....دیگه دیروز شال و کلاه کردم پیش به سوی بازار بزرگ برای خرید طلا...من حدودا چند مااه پیش از یه سوریس خوشم اومده بود...هرچی سرویس میدیدم به دلم نمینشستمژهخیلی سادست عکسشو میذارم ولی من عاشقش شده بودم...دیگه دیروز با کلی بالا و پایین کردم خریدیمش...دست همسر درد نکنه...مژهالبته اینم بگم جا داره اینجا از خانواده همسر تشکر کنم که نصفشو اونا دادن و منم گفتم میگیم این کادو از طرف اوناست(عروس مهربان صبانیشخند)دیگه تا اونو دادیم درست کنه دستبندش بزرگ بود به تغییری هم تو گوشوارش دادم رفتیم یه غذا زدیم گاوچرانو برگشتیم گرفتیم و رفتیم خونه ی مادرشوورینا و که هم سرویسو ببینن هم ما اونا روخندهالبته همسر روز قبلش بهشون سر زده بودنیشخندمادرشوور جش 9 ربیع بودن خونه ی خواهرشون تا اومدن شد5.30 ...قرار بود مثلا دیروز بریم آتلیه که تکلیفمونو روشن کنیم پدرشوور دیر اومد و دیگه کنسل شد...جاتون خالی شام زدیم و برگشتیم...الانم که در خدمت شما هستم...دیگه همینا

کاری؟باری؟

عزت زیاد

یاحقگاوچران

/ 9 نظر / 21 بازدید
ازا

خدا رو شكر كه كاراتون رو رواله ،عكسم برامون از وسيله ها و سرويست بزار

ترنم

سلام صبایی. خوبی خانومی.؟؟ به به. شو لباس. انقد دوس دارمممممممممم. مبارکت باشه عزیزم طلاهات. عکسشو بذار دیگه تنبل خانوم[نیشخند]

شیدا

سلام صبا جونم به به دوباره خرید کردی مبارکت باشه [قلب] راستی صبا خونواده همسرت دیگه نمیخوان بهت کادو طلا بدن ؟؟؟ واای منم تبلیغات این شو رو توی انجمن نوعروس دیده بودم خوش به حالت که رفتی ایشالا شو بعدی برنامه هام جور بشه بیام تهران... صبا خانوم خوشگل خو عکساتو کم کم بذار حجمشون زیاد میشه نمیتونی همه شونو آپلود کنی [زبان]

سمانه

بذار دیگه صبا عکس بذار[نیشخند]مبارکت باشه[ماچ]

شیدا

منم زیاد اهل طلا نیستم کار خوبی کردی همون پول رو یه جای دیگه هزینه میشه کرد بالاخره زندگی مشترکه و نباید دستتون رو خالی کنین و زیر بار قرض برین، ایشالا سفره تون همیشه پربرکت باشه دوست خوبم [ماچ] پس کلی عکس خوشگل تو راهه! کلی دلمو صابون زدم [نیشخند]

سمانه

من عکس میخواما صبا الان هیچی بهت نمیگم میگم عیب نداره سرش شلوغه ولی بعد دیگه هیچ بهونه ای پذیرفتنی نخواهد بود[زبان] میگم من قول میدم عروسِ خوشگلی بشی انقد استرس نداشته باش دختر[ماچ]

هستیا

حق چو دید آن نور مطلق در حضور آفرید از نور او صد بحر نور آفرینش را جز او مقصود نیست پاک دامن تر زاو موجود نیست میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع)گرامی باد[گل][گل][گل]

هستیا

صباجونم چقدر فعالی [نیشخند] مبارکه عزیزم عکسشو زودی بزار[ماچ]

سمانه

چطوریایی بمب انرژی؟[ماچ]