خرید!

خوب سلام العلیکم

خوبی؟خوشید ان شاا...فرشته

عرضم به خدمتتون...دیروز بنده نهار رو مهمون دست پخت مامان مهربونم بودم...نه اینکه مامانم اینجا باشهقلبداشتم میومدم بهم غذا داده بودن...منم که تنبل کلی بهم خوش کذشتنیشخندخولاصه قرار بود مثلا یکم درس بخونم واسه اون مصاحبه ای که در راهه ولی کو حوصلهمژهبنابراین هی تو ای اینترنت گشتم و گشتم...جاتون خالی اصلا یه معتادی شدم که کسی ندیدهلبخنددیگه غروب هم من هم همسر کلی خسته شده بودیم تو خونه ...همسر لطف کرد و از درسش زد و منو برد بیرون...منم که ددر دودورینیشخندرفتیم بیرون هی رفتیم همسر گفت کجا میری گفتم بیا مژهدیگه بردمش دورترین مرکز خرید نزدیک خونه که از اون دور دورا شروع کنیم نگاه کنیم تا برسیم خونهخندهدر یک اقدام انتحاری همسرو گول زدم و بردمش تو یه مغازه ی مردونه فروشی و بافتی رو که مدت ها بود دنبالش بودیم و به رنگ قرمز که همسر دوستش داشت رو به همراه یک پیراهن مردونه آبی نفتی(درسته دیگه!)براش خریدیم...و همسر هی میگفت نمیخوام من میگفت نگاه کن چه خوشگلننیشخنددیگه اینگونه گولش زدیم و مبلغ 130 هزار تومن پول مبارک رو دادیم به آقاهه که بره حالشو ببره دستش درد نکنه 7 هزار تومنم تخفیف داددلقکدیگه هم من گرسنم بود هم همسر رفتیم دو تا اسنک جفت(به عبارتی 4 تا!!!)خریدیم و من یکیشو خوردم و بقیشو تقدیم همسر جان کردم که تپل بشهعینک

دیگه مرکز خرید دومو بهش تخفیف دادم چون زیاد دوستش ندارم و وارد سومی شدیم و نتیجه خرید شد یه بوگیر با کلاس گولییی واسه تو دستشویی(!) و یه عدد زیر سیگاری چوبی که من فقط به خاطر کار دستش خوشم اومد(در خونه ما مصرف دخانیات اکیدا ممنوعسبز)از مرکز خرید که اومدیم بیرون یه تاج فروشی بود به همسر گفتم بیا بریم ببینیم از 2 تا خوشم اومد یکیش 270 اون یکی هم شانس آوردیم خرید قدیم بود 170...تعجببعد مرده میگه ما به عروس دومادا تخفیف هم میدیم!!اومدیم بیرون همسر میگه مرده نمیدونه چی میگه آخه بگو مگه آدم به جز عروس دوماد هم میاد تاج بخرهقهقههدیگه خولاصه اومدیم خونه و همانا من ساعت 7.30 از سردرد خوابیدم...تا صبح...نیشخند

صبح هم که اومدم برم بیرون دیدم ای وای من کارت متروم نیست...همسرو صدا زدم که ببین تو بافتمه...بنده خدا رفته میگه نیستا...میگم نخیر شما پیدا نمیکنی!!!دیگه بی خیال شدم و اومدم...تازه یادم افتاد هی وای مننیشخندتو اون یکی بافتم بوده ینده خدا راست میگفتخندهخولاصه در عوالم خودمان بودیم امروز سر کار...همینا دیگه الانم سر راه کاهو با ماست و سس و آب لیمو و تن ماهی خریدم که یه شامی بدیم به شکمه صداش در نیادنیشخند

دوستتون دارم...

یاحق

دعا یادتون نره

/ 5 نظر / 40 بازدید
سيد

سلام اميدوارم اتفاق خوبي براي شما در راه باشه. شاد باشيد و سلامت [گل]

فافا

بابا عکس خریدات رو میذاشتی حال کنیم[نیشخند]چه سوتی داده اقاهه برای تخفیف تاج[خنده]

شیدا

سلام عزیزم... ای جونمم دست پخت مامان نوش جونت [ماچ][خوشمزه] کادوی همسری مبارک باشه [هورا] فروشنده تاج [قهقهه]

سمانه

صبا من منتظرم زودتر بری سر خونه زندگیت من عکسِ وسایلت رو ببینم ایشالا با دلِ خوش دوستم:*

بهار

مرسی صبا جون بابت تبریک[قلب] ایشالا برای شما[ماچ]