خشت چهل و چهارم-خواستگاری 2

سلوم  سلوم

خوش بیدید؟سلامت بیدید؟اومدم در مورد ادامه ی خواستگاری تعریف کنم.یادتونه تو این پست در مورد صحبتام با همسر صحبت کردم و گفت نه؟خوب حالا ادامش

فردا سالگرد آشنایی و صحبت ما با همسره یعنی بعد از اون نه گفتن تو اسفند ماه. دیگه همسر چیزی نگفت.ولی تو دانشگاه یه کارایی میکرد که از صد تا فحش برام بدتر بود.واقعیتش اینقدر مغرور بود که چیزی نگه ولی رفتاراش یه چیزایی رو بهم میفهموند.مثلا اگه با یکی از آقایون کلاس صحبت میکردم با یه نگاه کردن بهم میفهموند.میدونید فوق العاده رو اینجور چیزا حساسه و اگه میدید با یک اخم که رد میشد نمیدونم حالا واقعا واسه ی فهموندن به من بود یا نه یه واکنش طبیعی بود من میفهمیدم.یادتونه گفتم منم بدم نمیومد ولی بابت شرایطش میگفت نه.اسفند 87 بود که باهم صحبت کردیم و نه شد.روزشو یادم نیست ولی نزدیکای عید بود.من برگشتم به مامان گفتم مامان گفت روش فکر کن ولی من به شدت مصر بودم که نه که نه.

داشتم میگفتم ژرت شدم از بحث.خلاصه این گذشت تا تابستان 88 که یه سایتی به نام دوره اون موقع واسه دانشگاهیا باب شده بود.دعوت نامش از طرف یکی از دوستام بود منم عضو شدم.چیز خاصی نداشت فقط واسه هم میشد پیغام فرستاد.از اون جایی که پسرای کلاس عضو شده بودن من میدونستم که همسر هم به زودی وارد میشه.تقریبا هفته ای 1 بار چک میکردم.فکر کنم اواسط شهریور بود که دیدم همسر عضو شده.ناخواسته فضولی میکردم دیگهنیشخندمطمئن بودم اگه عضو بشه پیغامaddرو میفرسته.اتفاقا بعد اینکه متوجه شدم اومده رفتم صفحه ی خودمو چک کردم دیدم درست حدس زدم و فرستاده بود.از اونجایی که اون روزا یه آقاهه دیگه هم که همکلاسیمون بودم و ایشون هم داشتن یه کارایی میکردن و من اونو addکرده بودم برای اینکه واقعا من نسبت به اون هیچ حسی نداشتم همسر هم addکردم که سوءتفاهم نشه!اتفاقا تمام این حساب کتابا که میکردم دقیقا درست از کار درمیومد.چون همه ی بچه ها تو اون سایت بودن نمیخواستم فکری بکنن.اگه جمله مینوشتم واسه همه بود نه شخص خاصی.خلاصه یه بار جشن ازدواج حضرت علی وفاطمه بود به ما cdدادن در مورد ازدواج و دوستی  واین چیزا.خیلی جشن خوبی بود حرفایی که میزدن عالی بود.فردا شبش همسر تو اون سایته برام پیغام گذاشته بود که قسمت روابط دختر و پسر رو اگر ممکنه گوش کنید و نظرتونو بهم بگید!صوتی بود آخه.البته خیلی تاکید که اگر دوست دارید.منم که اصلا حس این کارا رو نداشتم ولی گوش دادم میدونستم منظورش چیه.میخواست بگه روابط تو دانشگاه با جنس مخالف باید خیلی حساب کتاب داشته باشه.البته واسه این بود که بهم حالی کنه تو رفتارت یه جاهاییش مشکل داره.من رابطم با پسرا خیلی رسمی بود ولی به هر حال شاید گاهی هم وقار کاملو نداشتم.به خدا اصلا جلف نبودم ولی خوب بعضی اوقات شاید اونطوری که باید میبودم که هم نبودم.

این شد موضوع بحث صحبت ما تا مدت ها از طریق همین پیغام ها.یهنی چت نمیکردیم فقط نظرو میذاشتیم اون یکی میخوند نظرشو میگفت و فردا سالگرد اون پیغامه

ادامه داره...

ببخشید همسر داره میاد برم یکم حاضر شم اومد نترسهنیشخند

دوستتون دارم

/ 24 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانوی مهر

چقد خوبه با وجود بهم رسیدنتون تداعی خاطرات زیباست برعکس اگر کسی مثل من به اون کسی که دوسش داشت نرسه تمام خاطرات و جاهای مختلف و....تلخه

خاطرات روزانه من

پس همکلاسی بودین!!! مردا کلا روی رفتار دختری که دوستش دارن حساس میشن[نیشخند]

دریا

ای جانم... منو بردی به آشنایی خودمو همسریم!حسی که تو نوشته هات بود رو کامل درک کردم صبا. ایشالله عشقتون همیشششششششه پایدار باشه و کنار هم خوشبختی رو با همه سلولای بدنت حس کنی[قلب][ماچ]

قیزی

[نیشخند] خوبی دوس جون؟

خانوم خونه

احیانا نظرات من دست شما نرسیده بانو ؟ اکشال نداره دوباره نظر می زارم فقط یادم رفت اونسری چی نوشتم [افسوس]

فاطمه

صبا به خدا من اومدم خوندم کامنتم گذاشتم چرا پس نیست کامنتم؟!!! صبااااااااااااااااااا دیگه منو دوست نداری؟ اصلا چرا من با کروم میام نمیتونم کامنت بذارم؟ مشکل از قالبته یا از من؟!!![گریه][گریه][گریه]

آلیس

یعنی عاشق خوندن اینجور رابطه ها و ختم به خیر شدناشون. همیشه در عین ناباوری همه چیز اون چیزی میشه که ما میخوایم... زود باش بیا بقیشو بگو

خانوم خونه

خوب به خدا این اکبر آقا اتفاقی افتاده رو اسم بنده من به خدا بی تقصیرم پسر عمه ام واسه دوستش با کامپیوتر ما کامنت گذاشت اسمش مونده منم بی توجهی کردم اسمو نخونده زدم ارسال شده می بخشید بانو [خجالت][اضطراب]

سیده

سلام بانوی عزیزم شما هم سیدین؟آخ جون یه آبجی دیگه هم پیدا کردم[نیشخند] نوشته هاتون خیلی هم خوبه،راستشو بخواین دوست دارم خوندن این روزانه های زندگی دوستامو ،حس میکنم از همین نوشته هاست که آدم میتونه تجربه های زیادی کسب کنه و درسای زیادی یاد بگیره...با افتخار لینک شدید...امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم یا زهرا...[گل][گل]